سورتمه (قسمت بیست و ششم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
غنانیازی نیست به توصیفسرسبزی در روح مردمو سبز را مراقبت میکنند تا محصول حقیقی را بدانندمردمان مهربان و مظلومبرای همیشه فکر کنید مردمان اینجا آسوده هستندقطعه ای از بهشت را خدا کاشتهو نیت خداخلق خوب تری
سورتمه (قسمت بیست و هفتم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
کنیامحمد دوندهو میدود و میدودمن ساخته شده ام بای دویدن در شهر و روستاو باز میدودمردم چرا فاصله ای که من میدومبه راستی کم نمیشودمردمان فقط اوایل با تعجب نگاه میکردندبعدا نگاهها دوخته شد به پرچم کنیاو ا
سورتمه (قسمت بیست و هشتم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
دلشوره دلشوره دلشوره دلشورهباز محمد اسیر ویدئی جدید رونالدواین یکی برای ثبت نام و نظر دادن است...ما شیران وحشی کامرون بودیم و الان...درخت تو گر بار دانش بگیردبه زیر آوری چرخ نیلوفری راو قرار بود چی بگ
سورتمه (قسمت بیست و نهم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
سبز و سبز و سبز و سبزدر حال معمولیزامیا می تازد به جلودرختان را نوازش کردنسبزیها را نوازش کردنو رسیدن به جامعه ای سیز...مرد بستنی فروشکاسبی خودش را جمع و جور میکندو عاشقانهتلفون تاچینگ را پاسخ میگویده
سورتمه (قسمت سی ام) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
دریا و دریا و دریادختران آب بازی هم میکندزهرا جایی نشستهبا پوشش اسلامیزهرا جانبیا شیرجه بزن در آببدنی به آب بزننکنه از ما هم حس غریبی داریمیتونم فقط درک کنمآزادی شما و هوای نفس من میگوید بروزهرا جایی
سورتمه (قسمت سی یکم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
سلام و صلوات خدا بر پیامبر و خاندان پاکشعلی کوچک در غنا عبادت میکندعبادت را تازه یاد گرفتهو پدرش یک شخص روحانیسلام به خداوند یکتاآرزویی دارم خداوند یکتاسلامتی حضرت محمد و خاندان پاکشو در نظر داردبا پد
سورتمه (قسمت سی و دوم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
وارد صنعت فوتبالمنم وارد صنعت فوتبالبه نظرم بیخیالاروگوئه حالا باحالداشتیم بیشتر از این فکر و خیالنگارش من تند تند شدپسرک دم ساحل دریبل می زنداو عشقی داردو نفسهای تند تند و عرق ریزیحالا به گونه ای این
سورتمه (قسمت سی و سوم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
آینده های دور چه میگویدوقتی سخن از صلح و برادریستوقتی در تماشای خوبی و مهربانیستسلام دوستانبه تماشای من آمده ایدمن جایی هستم در قاره آمریکاو سخن من...سلام دوستان اگر با نیت خیر آمده ایدو من هم بهترین
سورتمه (قسمت سی و چهارم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
فوتبال و فوتبال و فوتبالدر این میانتوپ گم شده بچه هاتوپ نایک مخصوص بازیسلام دوستان منظر من بودیدولی افسوس که پنچر شده امو بی خاصیتبایستی دنبال یکی دیگر بگردیدو عیسی کمک میکندمن اول همه دیدمدنبل من بیا
سورتمه (قسمت سی و پنجم) - تاریخ: 1397/12/2 ساعت: 14:47
در قلب پایتختنه فقط ایندر جایی که مرد تنها شعر می نویسدو سلامما مدتی مزاحم هستیمو خیلی زود ملاقات را کوتاه می کنیمجداپس سلام دوبارهمیهمان تیم آس روم هستندو ایتالیا منتظر خبرهای خوببه خوبی تیم پایتخت ر
[کلاغ پر [قسمت بیست و دوم] - تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 23:37
مامانچیه جوجهصاحب کیف میدونه ما اینتو هستیماره به گمانمچند بار هم چک کردولی ما رو ندیدو مقصد سفرمقصد سفرشرق ارژانتینو بعد پاناماو بعد امریکامامانچیه د
[کلاغ پر [قسمت بیست و سوم] - تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 23:37
دلم تنگ شده بود برای مجسمه عیسیمامان یه عکس بگیریمعکس قشنگی میشهگلم یه خانومه با چهره روسیکمکمون میکنهمامان رفتم صداش کنمخانومه تیلیپهبال و پر رو ببین
[کلاغ پر [قسمت بیست و چهارم] - تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 23:37
 بارکد و می بینیرقمها و عددهاش بهشت رو به یاد میارهبهشت یاد ما رو کردهمامانچیه؟جوجه کلاغ بودنو فهمیدن این همه نکتهاین زندگی زمینی ماستپرچم صلح اش
کلاغ پر (قسمت ششم) - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 4:37
فقط اعتبار, از جسد سازها !ابتدا بود!ازیین بندی...هنر جادوگران!من, ابی ترس را, به ارمغان نیاوردم!یکی بودم...رویاهام هست... درسته اقاهه?!اره!رویا, دری ساخت در مقابل!سیاه و سفیدی, می پرید!!حالا, پرش نفس, پرش... ذات پرش,به بهترین مرد, نمره یک میدم..!من رو رنگ کرد... ابی و یه, یه, یه کم, سیاه و سفیدی!فرا
مجری [قسمت هفتم] - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 4:37
فرشته خوب!معلم خوب!گلم, این یکی و بقیه یکی ها, شفاعت یا به قولی درمان نباشد!!خانوم معلم...پرش به نقطه کور اسمان!مامان... در طبیعت!همین, سرسبز و قشنگ!قدمها, بارانی بارانی!حصار, اینور باران می تابد!زیبایی طبیعت...تا مادر را پیدا کنمچقد, اشغال سیگار!پرواز...کوه, سفید و سالم!از بس, رو شیب بودم...ک_رم در
مجری [قسمت هشتم] - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 4:37
به فضل خدای یکتا !یاران سفر...و ارادت... ایا واقعی است?بله, بزرگوار!من, نوازش شما پرنده ها را, بیش...به و اوزاکا...اینجا مرز!چین شرقی, است...و سمت و سوی کشورهایی... کشورهایی!یک, دو, سه, دسته هابه فرض مامان, سفری باشد!تو در ذاتزمین بودن را... پسندیدی!تماما, فرصتی تا از لشکر در خواب... رها باشیم!بیدار
مجری [قسمت پانردهم] - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 5:22
________اقا؟منزل و قصر عدیسرای هفتم... اینجا !چگونه, اقا دفاع؟!منزل است؟! سازه ای دیگر, این...خرابه...قصر شیشه ای... تالار , هفت طبقهپسر!نسلهایی... نامها و برتربهتر ببین گردش و چرخنسلها... یپیچیده در هم!اری, سرباز من!روزگار... با بنده و تواینچنین, چند...وقتی, یک مطلق!انسانفریادی مستانه... بر جهانی
مجری [قسمت شانزدهم] - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 5:22
________سرباز و دفاعاولین قدم!یکیا خداخدایی نیست! نه عدیدیگری اینجامشکل... پخش و صدا !قصی؟اصل موضوع را بگو!تلویزیون و صنعتروزگاری بهترخوب؟چندی دریدندتند و تیزمانند عدی؟رطوبت, در بدنچند و چند و چند بارکمی بیشتر؟!من, چیکار کنم!تالار و اخر, راامدی, ای برادر!در جستجو...اختراع و برترین, امده ای!ای سرباز؟
مجری [قسمت هفدهم] - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 5:22
________ یا خدابهترین یار , اوتیرانداز و رزمها اوغلتید در خون! اسمان یا ابرهاپذیرای زخمهای او,فکر عدی,هرگز تواند, تیربار به اوچند پله,شیب سنگی و تالاراو, چه اسان پیمودنغمه این, مستی و زور پسران,او رهایی...روزگاری اینچنین,ظلمتها, به پایانینور و طلوعی, چند زندگیبودن و پرواز...زندگی و مردمان, یک انسان,
مجری [قسمت هحدهم] - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 5:22
________ نور و زندگی, از دوبارهطلوع و روشناییشاید همیشه!تجربیات و بسیارپسران, در کمین هستند!سقف هفتم, تالار...ظلمت و چند مطلق!رزم و پیکار, پایانتباه و داشته ها, مکفی!سرود و صلح, از ایمانپسران... زنده ماندید و دانستید!حق و انصاف, خداییروزگاری... او, قضاوتهاصلح و بهتر, زیستن ها...چی میگید؟!اینکه, چگو